|
آب مفت، نفس مفت، ديگر چه باقی ميماند؟ خوراک و لباس و يک جايی که بخوابد و زير سقفی باشد که آفتاب و باران نخورد. کفاف انسان اينهاست.
از زمان آدم که به دنيا آمد تا الان کفاف انسانها همين بوده است. اين همه که بشر ترقی کرده است ،نتوانسته است کفاف را کم يا زياد کند.
البته آمال و آرزو خيلی چيزها را اضافه کرده است، منتهی ريشه ی آن هم درآمد.الان هنر دارد ريشه شغل بشر را در می آورد. ان شاءالله اگر هنرها را مصرف کنند شغلشان تمام ميشود.الان همه باهنر شده اند. آخر هنر اين است که مضطر می شوی و خودت را يک چرخ ميدهی.
رقص هم يک هنر است، بلکه بالاترين هنرهاست.همه ، هنرهايشان را زمين ميگذارند و کسی را که می رقصد نگاه ميکنند. اگر شک داری شما بافنده بياوريد و من رقاص می آورم ببينم می بافيد يا می رقصيد؟ همه بافندگيتان يادتان ميرود و اورا نگاه ميکنيد.
زيرا اين هنر، بالای سر هنرهاست و بالاترين هنرها رقص است.
|